سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
19
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى )
گاهى از ادب خارج علنى و بر ملا كتابهائى مشتمل بر تهمتهاى ناروا و دروغهاى شاخدار مانند ( السنّة و الشيعة ) نشر داده و نيشهائى بعالم تشيّع زده و ميزنند ، ولى بر عكس بعض از آنها چنان لكههاى تاريخى براى خود در تأليفات گذاردند كه هرگز پاك نگردد و بعد از گذشت سالها و قرنها دانشمندان بيطرف آنها را مردمان مغرض يا بى اطلاع از وقايع تاريخى بشناسند . غرضورزى دكتر هيكل مصرى مانند دكتر محمد حسين هيكل مؤلف كتاب حيات محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه غرضرانى يا بىاطلاعى خود را در نوشتن آن كتاب ظاهر نموده ! ! . چون على القاعده رسم است كسى كه زندگانى فردى از رجال روحانى يا سياسى را مىنويسد بايد از حين ولادت تا دم مرگ تمام وقايع زندگانى او را ضبط نمايد و الا اگر نقصانى در آن تاريخ باشد نويسنده را يا بىاطلاع و يا مغرض ميخوانند و بزرگترين نقص براى مورّخ آنست كه در نوشتن تاريخ اعمال غرض نمايد . در تاريخ زندگانى رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يك روز مهمّى بوده و آن هيجدهم ذى حجة الحرام سال دهم هجرت است كه پيغمبر از سفر مكه ( حجة الوداع ) برگشته و در صحراى بزرگى بنام غدير خم كه منزلگاه نبوده هفتاد هزار جمعيت حاج يا بعقيده بعض از اكابر علماء عامه مانند امام ثعلبى در تفسير و سبط ابن جوزى در تذكره و ديگران يكصد و بيست هزار جمعيت را در آن صحرا سه روز نگاهداشته وقت ظهرى بعد از نماز منبر رفته خطبهاى خوانده عهد و پيمانى با مردم بسته و امت را امر ببيعت با على بن أبي طالب ( عليه السّلام ) نموده و آن سه روز از روزهاى مهم تاريخى زندگانى رسول اللّه بوده است نميدانم چرا آقاى دكتر هيكل در كتاب تاريخ زندگانى رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم وقايع تاريخى آن روز بزرگ را ذكر ننموده ( يا بقول بعضى در چاپ اول نقل نموده و در چاپ دوم محو نموده ) ؟ ! ! اگر بگويند در تاريخ زندگانى رسول اللّه همچو روزى نبوده قطعا خلاف فرمودهاند براى آنكه علماء بزرگ سنى عموما و كسانى كه مراتب علمى آنها بمراتب از آقاى